یک رأی و دو دیدگاه متفاوت در موضوع ضرورت یا اختیار برای تشکیل جلسه دادرسی: دیدگاه اول- نقض اصول دادرسی و سلب حقوق اصحاب دعوا با تشکیل ندادن نخستین جلسه دادرسی

نوع مقاله: نقدِ رأی محور

نویسنده

عضو هیأت علمی دانشکدة حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

چکیده

دعوایی در شعبۀ 37 دادگاه عمومی حقوقی تهران طرح می­ شود که یکی از خواسته ­های آن صدور حکم به فسخ قرارداد است. ریاست محترم این شعبه به ایراد و اشکالی که به زعم خود در عنوان خواسته دعوای خواهان دیده، بدون تشکیل جلسۀ رسیدگی ترتیب اثر داده و در پی آن راسا مبادرت به صدور قرار عدم استماع دعوی خواهان ­ها نموده است. از مزایای این دادنامه بی­گمان مستندل و مستند بودن ان است که حکایت از این استدلال دارد که خواستۀ قانونی «درخواست تایید فسخ قرارداد» است و عنوان خواستۀ خواهان­ ها «صدور حکم به فسخ قرارداد» قانونی نیست و از آنجا که دادگاه برای رسیدگی به خواسته­ های غیرقانونی مکلف به تشکیل جلسۀ دادرسی نمی­ باشد قرار عدم استماع دعوای خواهان­ ها صادر می ­شود. به نظر نگارنده، این رای و استدلال­های مبنای آن از منظر حاکمیت دادگاه در حل و فصل دعوا به موجب قانون، ماهیت و آثار دادرسی اختصاری و اصول دادرسی همچون اصل ابتکار عمل خصوصی، اصل تسلط طرفین بر قلمرو امور موضوعی و نیز اصل دور از دسترس بودن دعوا، برابری سلاح­ ها، اصل بی طرفی و اصل تقابلی بودن دادرسی قابل نقد و بررسی است. 

کلیدواژه‌ها

موضوعات