1
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق خانواده دانشگاه شهید بهشتی
2
دانشجوی ارشد حقوق خانواده دانشگاه شهید بهشتی وکیل پایه دانش اموخته ارشد حقوق خصوصی دانشگاه تهران
10.22106/jcr.2024.544021.1396
چکیده
قواعد مربوط به طلاق از جمله قوانین آمره میباشد، که رعایت آن با نظم عمومی در ارتباط است. از این جهت، حاکمیت اراده خصوصی در طلاق محدود شدهاست. براساس فقه، زوج هر زمان که بخواهد میتواند شخصاً یا به وکالت، زوجه را طلاق دهد. اما در ماده 1133 اصلاحی قانون مدنی، این مسیر تعدیل شد و مرد صرفاً با رجوع به دادگاه و رعایت شرایط مقرر در قانون، حق طلاق همسرش را دارد. طلاق یک ایقاع تشریفاتی است؛ یعنی علاوه بر اراده و اهلیت زوج، تشریفاتی نظیر صیغه طلاق، پاکی زن، و حضور دو شاهد عادل مرد نیز باید وجود داشتهباشد. اما نظم عمومی و مصالح اجتماعی ایجاب میکرد که علاوه بر تشریفات ماهوی، قانونگذار تشریفات شکلی نظیر، رجوع به دادگاه، گواهی عدم امکان سازش یا حکم طلاق، و ثبت طلاق را تأسیس نماید. ضمانت اجرای عدم رعایت تشریفات ماهوی طلاق، بطلان است. اما در خصوص ضمانت اجرای مدنی تشریفات شکلی، قانونگذار ساکت است. برخی معتقدند، چون طلاق با رعایت مقررات شرعی واقع شدهاست، عدم رعایت تشریفات بر تشریفات (تشریفات شکلی) باعث بطلان آن نمیشود و فقط ضمانت اجرای کیفری دارد. برخی دیگر معتقدند، قواعد انحلال نکاح از جمله قوانین مربوط به نظم عمومی است، که عدم رعایت آن موجب بطلان طلاق است. در مجموع باید گفت، باتوجه به استثناء بودن نظم عمومی در حقوق خصوصی، سکوت قانونگذار را نمیتوان حمل بر بطلان طلاق بدون رجوع به دادگاه یا طلاق بدون ثبت دانست؛ زیرا اصل بر صحت و عدم بطلان است. اثر تأسیس این تشریفات همانطور که در آراء دادگاهها ذکر شده، این است که دعوای اثبات طلاق عادی، قابلیت استماع ندارد؛ زیرا طلاق باید از مسیر خاص قانونی طی شود.