1
استادیار گروه حقوق خصوصی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی تهران
2
دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه تهران
10.22106/jcr.2026.2058787.1503
چکیده
فرجام خواهی یکی از طرق فوق العاده اعترض به رای است . به این طریق عتراض ، در قانون جدید شورا های حل اختلاف اشاره نشده است . نظریه مشورتی شماره 558/1403/7 مورخ 4/9/1403 ، با ارائه برخی دلایل فرجام خواهی از آرای دادگاه صلح را تنها در مواردی ممکن می داند که خواسته یا ارزش آن بیشتر از حداقل نصاب تجدیدنظرخواهی در دادگاه صلح باشد . این دیدگاه بیم تضییع یک حق دادرسی برای اطراف دعوا را تقویت می نماید. چراکه فرجام خواهی و تجدیدنظرخواهی دو حق در طول یکدیگر نیستند . این دو نهاد حقوقی ، با فلسفه های وجودی متفاوتی تاسیس شده اند . رابطه این دو نهاد حقوقی را باید تباین دانست و نمی توان به استناد شرایط اعمال حق تجدیدنظرخواهی ، حق فرجام خوای را از شخصی سلب کرد . تحقیق حاضر در مقام نقد این دیدگاه است . به نظر نگارندگان بدون هیچ تفاوتی در نصاب دعاوی مالی ، فرجام خواهی از آرای دادگاه عمومی حقوقی و صلح تابع قانون واحدی است.