2
کارشناسی ارشد حقوق ثبت اسناد و املاک دانشگاه تهران
3
دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق ثبت اسناد و املاک دانشگاه تهران
10.22106/jcr.2026.2057621.1500
چکیده
رویه قضائی دادگاه خانواده در مورد استماع دعوای استرداد جهیزیه توسط وراث زوجه ، دچار تشتت است . برخی دادگاه ها اعتقاد بر این دارند که دعوای استرداد جهیزیه با فوت زوجه از میان رفته است و قابل شنیده شدن نیست. در مقابل برخی دیگر این دعوا را استماع نموده و اقدام به صدور حکم نیز می کنند . مقاله حاضر در صدد نقد دادنامه صادره از شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر اردبیل است ، که نظر اخیر را در پیش گرفته است . در این دعوا ، شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان اردبیل نسبت به دادخواستی که از جانب پدر و مادر زوجه متوفی با موضوع استرداد جهیزیه طرح شده است ، حکم بر استرداد جهیزیه به نسبت سهم خواهان ها صادر کرده است. حکمی که هم از دیدگاه ماهوی و هم شکلی دارای ایرادات قابل توجهی می باشد . از منظر ماهوی موجب تصرف برخی وراث در اموال مشاعی بدون اذن وراث دیگر می گردد و از دیدگاه شکلی اول اینکه ، بدون توجه به این مهم که دعوای استرداد جهیزیه با فوت زوجه ساقط شده است و آنچه قابل طرح است درخواست تقسیم عندالزوم فروش مال مشاع از دادگاه عمومی حقوقی می باشد ، اقدام استماع دعوا در مرجع غیر صالح بدوی یعنی دادگاه خانواده شده و در ادامه به صدور حکم نیز اقدام گردیده است . دوم ، هدف قانونگذار در تشکیل دادگاه خانواده حمایت از خانواده و رابطه زناشویی است که با فوت زوجه این رابطه از میان رفته لذا استماع دعوای با کیفیت و خواسته حاضر برخلاف فلسفه وجودی دادگاه خانواده ، قانون حمایت خانواده و هدف قانونگذار در صیانت از نهاد خانواده است .